تبليغاتX

وبلاگicon
پری زاد نگاه من آمده ام دستـــــــــــــــ در دستـــــــــــ ... برویم سوی آن چشم سیاه...سوی آن ســـــرخی لبهای شراب ... مست گردیم و شویم رقاص این میکده ها ... عاشقانه ها نجوا کنیم، برای دل تب کرده ی خویش ... دست بگذار به دستم ... ورنه این جام تهی رو به زوال خواهد رفت... ♥بهـــــــاری
♥▓▒ دوستی من و تو ▒▓♥

♥▓▒ دوستی من و تو ▒▓♥

مهم نيست از کجا آمده‌ای يا به کجا مي‌روی؛ من تو رابه هر ‌جهت دوست دارم!


سکوت می کنم

به حرمت تمام حروفی که در دلت جا گذاشته ام

به حرمت واژه ی عشق

تو هم محکم بایست بالای سر ریسمان پاره شده ی دوستیمان..

 

بهارم...تا چشمانت را بهـــــاری کنم/بهاری/

تاريخ 91/02/17سـاعت 21:42 نويسنده بهار✖

zz4s0vzobmmpg5b7ebt.jpg

شعر که بلد نیستم ...

خلاصه بگم ...

دلم تنگه ... دلم تنگه .. دلم تنگه ...

واسه این بارونی که میباره و تو نیستی...

نه ... شاید واسه چترم

آره همون چتر آبی واسه یکی از شونه های دوتایی بودنمون

لعنت به کوچه های خیس

لعنت به ماشینهایی که حواسشون بهمون نیست

اون چتر آبی بهونه بود

و باز خیس بارون بودیم

تو شهری که واسه اولین بار زیر همین بارون عاشق شدیم



خط خطی های پری مثل روزی ابری دلتنگ

تاريخ 91/01/28سـاعت 14:36 نويسنده پری مثل✖


زخم خورده دلم...

 ان چنان زخمی که تنها مرحمش

 شاید به قولی تو باشی و چشماهایت

 دلم را بند زده ام...

 تا شاید شریان های وجودم بسته شود...

 فایده ای ندارد تو که نباشی تمام وجود من

 

از خود فراری می شود.

بـــــــهاری

تاريخ 91/01/17سـاعت 21:21 نويسنده بهار✖

aai5bzvvnvhmmb8dbmkk.jpg


من با عروسکی که یادگاری تو است

قهر میکنم

او هست

عطر تن تو هست

خاطرات ُ یادگارت ُ یادت

همه هستند

اغوشت  ُهوایت  ُخواستنت

فقط تو را ندارم

که هوس میکنم

باشیُ  ببینیُ  بشنوی

که من هر روز بی تو

 آهنگی بی کلام  گوش میکنم

که من هر روز بی تو

کنار پنجره اتاقم انتظار میکشم

تو را به عروسک یادگاریت قسم

بمان... نرو ...

من تو را ندارم

هوای هوسها می طلبد اغوشت


خط خطی های پری مثل


تاريخ 91/01/07سـاعت 11:40 نويسنده پری مثل✖

 گلم ُ بهارم همیشه شاد باشی

نفسم با تو هست امسال


به گمانم دوستی من و تو

پر رنگ تر است امسال

 مبارک عیدت بهاری


 خط خطی های همان پرستویی که بی بهار آشیانه ای ندارد


تاريخ 90/12/21سـاعت 22:15 نويسنده پری مثل✖



...حواست که به من نبود...

...لااقل، بایست برای لحظه ای...

...ماهی ها بوسه فرستاده اند برایت....

...سبزه ی سبز چشمانم تو را در اغوش گرفته است...

...و هفت سین رویاهایم هم تنها به تو فکر میکند...

...آینــــه در انتظار توستــــــ...

...نگاه کن...شاید سال ات همراه شود با حس دوست داشتن من...


تاريخ 90/12/19سـاعت 14:59 نويسنده بهار✖

˙·▪●به خودم می بالم...که تو را من دارم●▪·˙

˙·▪●که تو را من اینجا●▪·˙

˙·▪●زیر این سقف کبود، تک و تنها دارم●▪·˙

˙·▪●به خودم می بالم●▪·˙

˙·▪●که تو هستی و مرا، می کشی در اغوش●▪·˙

˙·▪●که تورا بی وقفه، در سایه ی نور●▪·˙

˙·▪●تک و تنها دارم●▪·˙

˙·▪●خط خطی بهاری برای پرپریش●▪·˙

˙·▪●پیش پیش عید شما مبارک●▪·˙


تاريخ 90/12/08سـاعت 20:26 نويسنده بهار✖


درون چشمهایم را تیله ای و سبز کنید

موهایم مثل خورشید تا شانه هایم باشد

من همیشه  میخندم

لبخند :) یادت نرود

گاهی دلم مثل هوای ابری  کبود میشود

سرخ تر هم شد آبی اضافه کن

تنم مثل برف سفید

و‍ پوست دستانم ظریف

مرا میشناسی

مثل خودم باشم

نه کم ...

نه زیاد تر از چیزی که هستم

همان پری مثل تو باشم


خط خطی های پری مثل



تاريخ 90/12/07سـاعت 20:14 نويسنده پری مثل✖


من تو را در آغوش گریه هایم نمیخواهم

در پناه او میشود با تو شاد بود

من تو را برای لبخندت دوست دارم

همین که میگویی پریزاد...

بهاری هست 


7cyce5z9r7pgvh5h5s8n.jpg

خط خطی های پری مثل زیر سایه او به یاد لبخند تو


تاريخ 90/12/05سـاعت 15:52 نويسنده پری مثل✖

پرواز سر انگشتانم با نگاه تو....

پرواز میکنم...پرواز به سوی سرخی لبان تو...

دلم در قفسم میگیرد...بال ها را پس ده...من تو را میخواهم.✖ 

خط خطی بهـــــاری

تاريخ 90/12/02سـاعت 18:20 نويسنده بهار✖

Lovee.ir (11428)

خوابی شیرین، تعبیر حقیقتی تلخ

بودنت در رویای صادقانه سیاهی هایم

درست به اندازه ی نبودنت در واقعیتِ سپید

مرا می آزارد

 تباه می شوم،  از فکرهای پوچ

با این حال

  چه باشی ، چه نباشی

 چه خوابی لطیف در عمق شب

    و چه واقعیتی تکرار نشدنی 

   در ظرافت نگاهِ روز

  عاشقانه هایم برای توست

 برای دلی که درک نکرده است چشمان مرا

    خط خطی بهاریснежинка

Heart Smile

تاريخ 90/11/20سـاعت 16:12 نويسنده بهار✖

همین زمستون زیر این ابرای پنبه ایش

مـــن و تـــو کنار هم

دستهای سردمون و به هم میدیم

غصه ها رو بی خیال

مـــن و تـــو  کنار هم مثل آدم برفیا

همین زمستون زیر خورشید جون میدیم

بیا دستهامو بگیر مـــن خیلی سردمه

بیا دستهاتــو به من بده

دستهای تـــو تنهایی خیلی سردتره

توی همین زمستون یه روزش روز عشقه

مـــن و تـــو  کنار هم تو تن آدم برفیا

اما باز دلامون خوشه به بودن گرم گرمه

ببین مـــن لباس اضافه تر قرض گرفتم

یه کلاه و یه شال گردن واسه تـــو برداشتم

پس بخند تا دنیا به روت بخنده

خنده ی تــــو  دوا  واسه هر درده

   

خط خطی های پری مثل همین زمستون من و تو مثل همون آدم برفیا


تاريخ 90/11/18سـاعت 12:26 نويسنده پری مثل✖

яima